علائم و مدت زمان افسردگی بعد از طلاق و راه های درمان آن
نویسنده Admin HalamKhoobee
0 دیدگاه
۰۹ شهریور ۱۴۰۵

طلاق همیشه یکی از مهمترین بحران های زندگی افراد به حساب می آید که زندگی عاطفی آن ها را تحت تاثیر قرار می  دهد. طلاق علاوه بر اینکه بر سلامت روانی افراد تاثیر می گذارد، شرایط مالی، اجتماعی و حتی جسمی آنها را نیز تغییر می دهد. در چنین شرایطی بروز احساساتی مانند غم، اضطراب، استرس، خشم و انزوا کاملاً طبیعی است. برای بسیاری از زنان و مردان طلاق به منزله از دست دادن هویت و آرزوهایی است که برای آن سال ها تلاش کرده اند. افسردگی بعد از طلاق یکی از عمده ترین و شایع ترین مشکلاتی است که زوجین  با آن روبرو می شوند و شدت آن با توجه به شرایط فردی هر کس متفاوت می باشد.

 

 

تحلیل سیر زمانی در بازسازی روانی افراد و مدت زمان افسردگی بعد از طلاق

بیشترین تعداد طلاق ها مربوط به پنج سال نخست زندگی مشترک است. افسردگی بعد از طلاق معمولا بین چند ماه تا یک سال طول می کشد. بروز غم و ناامیدی در ماه های نخستین پس از جدایی امری طبیعی است، اما تداوم این علائم و تشدید آن ها منجر به ایجاد افسردگی بعد از جدایی می شود. بر اساس بررسی های انجام شده افسردگی بعد از طلاق به صورت قابل ملاحظه ای در هر یک از زوجین دیده می شود و برای هر دوطرف تجربه ایی سخت و تنش زا می باشد. 

اما بر اساس تفاوت هایی که در عوامل زیستی، اجتماعی، فرهنگی و روانی زنان و مردان وجود دارد، شدت و  میزان افسردگی، نوع واکنش و نحوه مقابله آن ها با افسردگی بعد از طلاق معمولاً متفاوت می باشد. افسردگی در مردان ممکن است به صورت خشم و انزوا بروز کند و در زنان به دلیل وجود احساسات عمیق تر به صورت غم و ناامیدی نمایان شود. مدت زمان افسردگی بعد از طلاق در هر یک از زوجین به عوامل مختلفی مانند دلیل جدایی، وابستگی عاطفی، حمایت اجتماعی، حمایت خانوادگی، سلامت جسمانی و وضعیت روانی افراد بستگی دارد. این فرایند از سه مرحله تشکیل شده است.

 

  • مرحله کوتاه مدت : این مرحله معمولاً بین سه تا شش ماه ابتدایی بعد از جدایی اتفاق می افتد. در این دوره ممکن است علائم هیجانی شدیدی در فرد به وجود بیاید و او را دچار بی خوابی، اضطراب، خشم، بی انگیزگی و احساس تنهایی و انزوا کند. افسردگی در این دوره برای اغلب زوجین به تدریج رو به کاهش می رود.
  • مرحله میان مدت : این مرحله معمولاً بین شش ماه تا یک سال طول می کشد و شدت احساسات منفی در فرد با گذشت زمان کاهش پیدا می کند. افراد در این دوره کم کم شروع به بازسازی زندگی و روابط اجتماعی خود می کنند. معمولا بین 6 ماه تا یک سال بعد از طلاق سطح قابل توجهی از سازگاری با شرایط جدید در افراد ایجاد می شود.
  • مرحله بلند مدت : اگر علائم و نشانه های افسردگی با وجود گذشت یک سال از طلاق همچنان ادامه داشته باشد، احتمال ابتلا به افسردگی مزمن وجود دارد. در این حالت ممکن است فرد توانایی انجام فعالیت های روزانه خود را نداشته باشد و احساس بی ارزشی کند و نسبت به آینده خود ناامید باشد. در چنین شرایطی افراد باید از متخصصان مربوطه کمک بگیرند و درمان تخصصی برای آن ها انجام شود.

 

بررسی دلایل و عوامل موثر در بروز افسردگی پس از طلاق

طلاق به عنوان پایان زندگی مشترک و رابطه عاطفی یکی از سخت ترین اتفاقات زندگی هر انسانی است، که سبب ایجاد تغییرات بزرگ و اساسی در زندگی افراد می شود و افکار و احساسات آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. افسردگی بعد از طلاق معمولا به یک علت ایجاد نمی شود، بلکه مجموعه ایی از عوامل سبب شکل گیری آن در فرد می شود، که هرچه این عوامل بیشتر و طولانی تر باشد، شدت و میزان افسردگی نیز افزایش خواهد یافت. از جمله مهمترین دلایل بروز افسردگی بعد از طلاق عبارتند از :

  • احساس تنهایی و فقدان هویت
  •  شرایط مالی و اقتصادی
  • ترس از آینده و نگرانی درباره فرزندان
  • ترس از قضاوت دیگران 
  • کاهش حمایت اجتماعی 
  • ویژگی های فردی و خصوصیات اخلاقی

 

 

احساس تنهایی و فقدان هویت پس از طلاق :

 یکی از مهم ترین دلایل افسردگی بعد از طلاق احساس تنهایی و فقدان هویت فردی است. بسیاری از افراد بعد از طلاق با خلا عاطفی و روانی مواجه می شوند که این تغییرات ناگهانی باعث ایجاد احساس پوچی و انزوا در آنها می شود. همچنین نقش ها و مسئولیت هایی که فرد در زندگی به عهده دارد، به صورت ناگهانی تغییر می کند و یا از بین می رود و ممکن است فرد احساس کند که هویت و جایگاه خود را از دست داده است. در این حالت ممکن است فرد درک روشنی از اهداف و جایگاه خود در زندگی نداشته باشد. بازسازی هویت فردی بعد از طلاق مستلزم خودشناسی و  ایجاد تعادل میان نیازهای شخصی و اجتماعی است.

 

شرایط مالی و اقتصادی : 

فشار های مالی و اقتصادی یکی از اصلی ترین عوامل موثر در افسردگی پس از طلاق است که تاثیر آن در زنان و مردان ممکن است، متفاوت باشد. فشار های مالی ناشی از تعهدات حقوقی در طلاق، کاهش درآمد، از دست رفتن امنیت مالی، تغییر سبک زندگی و رفاه خانواده ، بیکاری و وابستگی مالی پس از طلاق همگی از دلایلی است که می تواند احساس بی ثباتی و اضطراب را در فرد افزایش دهد. نداشتن شغل مناسب، مسکن و هزینه های سنگین زندگی فشار اقتصادی را چندین برابر می کند و وقتی که فرد احساس کند که در این مسیر تنهاست و از حمایت و پشتیبانی لازم برخوردار نیست، زمینه های ایجاد افسردگی در وی شکل می گیرد. همچنین مشکلات اقتصادی پس از طلاق ممکن است باعث تنش در روابط با فرزندان و خانواده شود و این انزوا و کاهش ارتباط اجتماعی از زمینه های اصلی ایجاد افسردگی می باشد. 

 

 

ترس از آینده و نگرانی درباره فرزندان :

 نگرانی درباره ی فرزندان و ترس از آینده از طبیعی ترین واکنش ها بعد از طلاق است که اگر به صورت ادامه دار باشد، می تواند موجب افسردگی شود. جدایی برای والدین معمولاً با نگرانی های زیادی همراه است که این نگرانی ها شامل احساس بی ثباتی و ناامنی نسبت به آینده، احساس شکست و از دست رفتن کنترل زندگی، چالش های حضانت و دیدار فرزندان هستند.

ترس از قضاوت دیگران بعد از طلاق : 

یکی از پنهانی ترین دلایل افسردگی پس از طلاق، ترس از قضاوت توسط دیگران است که این نگاه و قضاوت دیگران همراه با پیش داوری، ترحم و در بعضی مواقع به صورت سرزنش نمایان می شود.  در جوامع سنتی زنان بیشتر از مردان مورد قضاوت دیگران قرار می گیرند. ترس از قضاوت شدن توسط دیگران و جامعه در بعضی از افراد منجر به ایجاد احساس شرم می شود و این احساس شرم، عزت نفس و اعتماد به نفس آنها را کاهش می دهد. ترس از قضاوت فقط مربوط به دوران پس از طلاق نیست، بلکه بسیاری از افراد مطلقه حتی برای شروع دوباره زندگی با قضاوت دیگران روبرو می شوند و همین موضوع سبب می شود که آنها از ورود به روابط جدید خودداری کنند و در انزوا بمانند. این تنهایی و انزوا و همچنین فشار روانی ایجاد شده در اثر ترس از قضاوت شدن توسط دیگران و افراد جامعه افسردگی را در افراد مطلقه بیشتر و عمیق تر می کند.

 

کاهش حمایت اجتماعی :

 انسان به طور ذاتی موجودی اجتماعی است، که داشتن روابط اجتماعی دوستانه، خانوادگی و عاطفی نقش مهمی را در برابر محافظت از فشارهای روانی بر او ایفا می کند. یکی از مهم ترین چالش های دوران پس از طلاق کاهش حمایت های اجتماعی است. افراد پس از طلاق بخشی از ارتباطات خود را از دست می دهند و این کاهش ارتباطات در بلند مدت باعث کاهش اعتماد به نفس و احساس بی ارزشی در فرد مطلقه می شود. در جریان طلاق، نداشتن حمایت عاطفی و نبود همدم و شخصی که احساسات فرد را درک کند و همچنین نداشتن تکیه گاه مالی باعث می شود که فرد احساس تنهایی شدیدی را تجربه کند و این احساس طردشدگی و انزوا منجر به تشدید یا تداوم افسردگی پس از جدایی می شود.

 

ویژگی های فردی و خصوصیات اخلاقی : 

خصوصیات فردی و اخلاقی هر شخص نقش بسیار مهمی را در واکنش او نسبت به طلاق دارد و این واکنش و نحوه ی برخورد می تواند مدت و شدت افسردگی بعد از طلاق را در افراد کاهش یا افزایش دهد. در واقع تفاوت در ویژگی های شخصیتی افراد و نوع نگرش آنها به مقوله طلاق و همچنین داشتن روحیه انعطاف پذیری سبب می شود که افراد در شرایط مشابه طلاق، واکنش های کاملاً متفاوتی نسبت به آن داشته باشند. به طور کلی افراد واقع گرا و کسانی که توانایی کنترل احساسات خود را دارند، بهتر می توانند شرایط جدید را بپذیرند و توان سازگاری بیشتری داشته باشند. در مقابل افرادی که اعتماد به نفس کمتری دارند، در تصمیم گیری ها دچار استرس و اضطراب می شوند و معمولاً آسیب روانی بیشتری را متحمل می شوند. عدم سازگاری با شرایط جدید مدت و شدت افسردگی بعد از طلاق را در آنها افزایش می دهد.

 

علائم و نشانه هایی که از افسردگی پس از طلاق خبر می دهند

علائم و نشانه های افسردگی بعد از طلاق در افراد مختلف متفاوت است و همانطور که قبلاً به آن اشاره کردیم به عوامل مختلفی بستگی دارد. این افسردگی در چهار زمینه اصلی شامل علائم و نشانه های احساسی، شناختی، جسمی و رفتاری بروز پیدا می کند، که ترکیبی از احساس ناامیدی، خشم و غم است و در ادامه به آن می پردازیم. تشخیص این نشانه ها از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا در صورت تداوم و شدت گرفتن آن ممکن است فرد به افسردگی مزمن یا اختلالات روانی مبتلا شود و شناخت آنها در مراحل اولیه نقش مهمی در جلوگیری از پیشرفت افسردگی بعد از طلاق دارد.

  • نشانه های عاطفی و احساسی
  • نشانه های فکری و شناختی
  • نشانه های جسمی
  • نشانه های رفتاری

 

 

نشانه های عاطفی و احساسی افسردگی بعد از طلاق : 

عواطف و احساسات افراد پس از طلاق به شدت تحت تاثیر قرار می گیرند. این تغییرات احساسی از همان روز های ابتدایی طلاق نمایان می شود که اگر به درستی کنترل نشوند، می توانند منجر به افسردگی عمیق در فرد شود. در این دوره فرد احساسات متناقضی را مانند احساس غم و اندوه شدید، احساس گناه و سرزنش، احساس خشم و رنجش، احساس تنهایی، احساس پوچی و بی ارزشی و همچنین ناامیدی نسبت به آینده تجربه می کند، که در صورت نادیده گرفتن آنها می تواند به سایر جنبه های زندگی فردی و اجتماعی او سرایت کند.

 

نشانه های فکری و شناختی : 

پس از طلاق الگو های فکری و باورهای ذهنی افراد دستخوش تغییرات اساسی می شود و این تغییرات فکری و شناختی معمولاً به شکل مجموعه ای از افکار تکرار شونده و غیر منطقی بروز می کنند، که منجر به ایجاد افسردگی و احساس درماندگی در فرد می شود. تغییرات فکری و شناختی که شامل نشانه ها و علائم افسردگی پس از جدایی هستند، عبارتند از افکار منفی مداوم، نشخوار ذهنی و مرور اتفاقات و خاطرات گذشته، عدم تمرکز و کاهش انعطاف ذهنی، خود سرزنشی، احساس بی کفایتی و بروز افکار خودکشی.

 

نشانه های جسمی افسردگی بعد از طلاق : 

افسردگی پس از طلاق بر عملکرد جسمی و فیزیولوژیکی بدن نیز تاثیرگذار است. فشار های روانی و هیجانی طولانی مدت و عمیق در اثر این اتفاق منجر به اختلال در عملکرد بدن می شود. یکی از عمده ترین نشانه های جسمانی افسردگی، بی خوابی و اختلال در عملکرد خواب است. افسردگی همچنین باعث تغییر در اشتها و وزن افراد می شود. از دیگر نشانه های جسمی افسردگی می توان به احساس خستگی و کاهش انرژی، تغییر در عملکرد بدن و سیستم ایمنی، تغییر در فعالیت جنسی و همچنین دردهای مبهم و بدون علت در بدن اشاره کرد. تشخیص و توجه به این علائم و نشانه ها در درمان افسردگی از اهمیت بالایی برخوردار است.

 

نشانه های رفتاری : 

عملکرد و رفتار انسان بازتاب مستقیمی از وضعیت روانی اوست. افسردگی بعد از طلاق باعث ایجاد تغییرات گسترده ای در رفتار و سبک زندگی افراد می شود. این تغییرات معمولاً به صورت تدریجی به وجود می آیند. یکی از شایع ترین نشانه های افسردگی بعد از طلاق کناره گیری از جمع و روابط اجتماعی است و فرد مانند سابق تمایلی به حضور در جمع دوستان  یا شرکت در فعالیت های گروهی ندارد. از دیگر این علائم و نشانه ها کاهش علاقه و لذت از فعالیت های روزانه مانند ورزش کردن، مسافرت و یا تفریح است. افسردگی بعد از طلاق ممکن است باعث تغییر در رفتارهای غذایی، کاهش مراقبت از خود و انجام رفتارهای پرخطر یا تکانشی،  گریه های مکرر و واکنش های احساسی ناگهانی شود.  مشاهده چنین تغییراتی در رفتار می تواند نشانه هشدار دهنده ای از وجود افسردگی در فرد باشد. 

 

راهکار های موثر برای غلبه بر افسردگی پس از طلاق  و مدیریت آن

بسیاری از افرادی که طلاق را تجربه می کنند، به افسردگی پس از آن دچار می شوند که کیفیت زندگی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. با این وجود باید توجه داشت که افسردگی بعد از طلاق غیر قابل درمان نیست و با آگاهی و تشخیص به موقع می توان آن را تحت کنترل درآورد و از این مرحله سخت عبور کرد. درمان و مدیریت افسردگی بعد از جدایی مستلزم مجموعه ای از اقدامات روانی، رفتاری و اجتماعی است که در ادامه به آن اشاره می کنیم.

 

  • پذیرش طلاق و روبرو شدن با واقعیت 
  • مراجعه به متخصصین سلامت روان 
  • تقویت روابط اجتماعی و دریافت حمایت عاطفی
  •  بازسازی و باز تعریف هویت فردی و جستجوی معنا در زندگی
  •  توجه به سلامت جسمانی و تنظیم سبک زندگی سالم
  •  پرداختن به جنبه های معنوی وانجام تمرین های آرامسازی ذهن
  • خودداری کردن از تصمیم گیری شتاب زده و عجولانه 
  • گذر زمان، صبرو امید به آینده

 

 

پذیرش طلاق و روبرو شدن با واقعیت : 

بعضی از افراد بعد از طلاق دچار انکار یا خشم می شوند و نمی توانند واقعیت طلاق را بپذیرند. در این مرحله فرد ممکن است، همچنان در گذشته زندگی کند و با نادیده گرفتن واقعیت احساسات خود را سرکوب کند. اولین مرحله در مسیر بهبود افسردگی بعد از طلاق پذیرش این واقعیت و کنار آمدن با شرایط جدید است. پذیرش به معنای رضایت نیست بلکه درک واقعیت از آن چه رخ داده می باشد. برای رسیدن به مرحله پذیرش لازم است فرد به خود این اجازه را بدهد که احساسات طبیعی که در او شکل گرفته اند، مانند غم، ترس و استرس را تجربه کند و این احساسات را از طریق صحبت با مشاور یا دوستان قابل اعتماد ابراز کند. پذیرفتن واقعیت نه تنها به معنی تسلیم شدن نیست بلکه شروعی دوباره برای بازسازی روانی و عاطفی در فرد است.

 

مراجعه به متخصصین سلامت روان :

 یکی از اصولی ترین روش های درمان افسردگی بعد از طلاق درمان با کمک متخصصین سلامت روان و مراجعه به روانشناس است. افراد بعد از جدایی دچار احساسات منفی و هیجانی می شوند که گاهی به تنهایی قادر به مدیریت و کنترل آن نیستند. حضور درمانگر می تواند به افراد کمک کنند که افکار منفی خود را شناسایی کنند و آنها را با باور های واقع بینانه جایگزین کنند. علاوه بر مشاوره فردی جلسات گروه درمانی نیز می تواند موثر باشد. شنیدن تجربه های زندگی دیگران در این زمینه و افزایش همدلی و دریافت حمایت از گروه به صورت قابل توجهی اضطراب و افسردگی را در فرد کاهش می دهد. در مواردی که  شدت افسردگی زیاد باشد، مراجعه به روانپزشک و دارو درمانی می تواند افسردگی را کنترل کند و دارودرمانی در کنار جلسات روان درمانی بسیار موثر خواهند بود.

 

تقویت روابط اجتماعی و دریافت حمایت عاطفی : 

تقویت و برقراری روابط اجتماعی و داشتن حمایت عاطفی از اطرافیان و خانواده یکی از مهم ترین عوامل موثر در کاهش افسردگی بعد از طلاق است. انسان ذاتاً موجودی اجتماعی است و داشتن روابط اجتماعی مناسب و حمایت عاطفی باعث می شود که فشار روانی ناشی از تنهایی کاهش پیدا کند و نه تنها افسردگی بعد از جدایی را کنترل کند، بلکه زمینه ساز رشد شخصی و تقویت دوباره اعتماد به نفس شود و به بازگشت تدریجی شادی و نشاط به زندگی فرد کمک کند. خانواده می تواند منبع مهمی از حمایت عاطفی در این دوران باشد. برخورداری از روابط اجتماعی سالم که بر پایه احترام و درک مقابل است و همچنین دریافت حمایت عاطفی نقش اساسی در بازسازی روحیه و بازیابی امید به زندگی در فرد دارد و می تواند احساس ارزشمندی و تعلق را در فرد تقویت نماید.

 

بازسازی هویت فردی و جستجوی معنا در زندگی : 

با پایان یافتن رابطه زناشویی هویت و نقش افراد در زندگی دچار تغییر و یا فروپاشی می شود. بازسازی هویت فردی به معنی شناخت دوباره خویشتن، ارزش ها و توانایی های فرد است. تعیین هدف های جدید و معنادار در زندگی یکی از راه های بازسازی هویت می باشد. این اهداف شامل ادامه تحصیل، داشتن شغل و مستقل شدن و یادگیری مهارت جدید می باشد. تمرکز بر رشد فردی به جای تمرکز بر گذشته به صورت قابل توجهی احساس افسردگی را در فرد کاهش می دهد. در کنار بازسازی هویت فردی، پیدا کردن چرایی و معنا در زندگی هم نقش مهمی در کاهش افسردگی بعد از طلاق دارد. یافتن معنا در رنج مقدمه ای برای آگاهی بیشتر و بلوغ عاطفی می باشد.

 

 توجه به سلامت جسمانی و تنظیم سبک زندگی سالم : 

توجه به سلامت جسمانی و تنظیم سبک زندگی بخش جدایی ناپذیر از فرایند درمان و خود مراقبتی در دوران پس از طلاق است. افسردگی بعد از جدایی علاوه بر تاثیرات قابل توجه بر سلامت روان، تاثیرات مهمی را بر سلامت جسم می گذارد. بعضی از افراد در این دوران دچار بی اشتهایی یا پرخوری عصبی، خستگی و بی خوابی می شوند. به همین علت توجه به سلامت جسمانی و اتخاذ سبک زندگی سالم و منظم نقش مهمی را در کاهش علائم افسردگی دارد. از جمله ارکان مهم در سلامت جسمانی تغذیه سالم و مغذی، ورزش کردن، داشتن خواب کافی و با کیفیت می باشد. تحقیقات نشان می دهد که انجام ورزش منظم در طول روز مانند پیاده روی روزانه، دوچرخه سواری، شنا و حتی ورزش سبک در خانه یکی از موثرترین راهکار ها در این زمینه هستند. در کنار فعالیت های ورزشی منظم، داشتن تغذیه مناسب نوشیدن آب کافی و پرهیز از مصرف الکل و دخانیات در حفظ تعادل جسمی و روحی بسیار موثر است. به طور کلی مراقبت از جسم مقدمه ای برای بازسازی روح است و جسم سالم زمینه را برای داشتن ذهنی آرام و روحی متعادل فراهم می کند.

 

پرداختن به جنبه های معنوی وانجام تمرین های آرامسازی ذهن : 

توسعه و رشد معنوی و تمرکز بر آرامسازی ذهن یکی از عوامل تاثیرگذار در بهبود روند افسردگی پس از طلاق است. از آنجایی که در دوران طلاق افراد با احساسات گوناگونی مواجه می شوند، در چنین شرایطی ارتباط با جنبه های درونی و معنوی می تواند به عنوان یک منبع آرامش بخش عمل کند. رشد معنوی به فرد کمک می کند تا زندگی را از زاویه دیگری بنگرند و این اتفاقات تلخ را بخشی از مسیر زندگی و توسعه فردی خود بداند. انجام تمرین های شکرگزاری و همچنین ارتباط با طبیعت هم یکی از راه های ساده برای برقراری آرام سازی ذهن است. در نهایت رشد معنوی و آرامسازی ذهن از طریق معنویت باعث می شود که فرد به درک عمیقی از خود، زندگی و ارزش های وجودی انسان دست پیدا کند.

 

 

خودداری کردن از تصمیم گیری شتاب زده و عجولانه پس از طلاق :

 در دوران پس از طلاق پرهیز از تصمیم گیری های شتاب زده و عجولانه از اهمیت بالایی برخوردار است. زیرا در این دوران تصمیم گیری ها غالبا بر اساس هیجانات لحظه ای گرفته می شود که این تصمیم ها می تواند در آینده تبعات منفی عاطفی، مالی یا اجتماعی به دنبال داشته باشد. از جمله این تصمیم گیری ها مانند ورود سریع به یک رابطه جدید، ترک شغل، قطع ارتباط با دوستان و اجتماع و تغییر ناگهانی در محل زندگی است. انجام این واکنش های احساسی اغلب باعث تشدید افسردگی و طولانی تر شدن روند بهبودی آن می شود. بنابراین توصیه می شود که افراد پس از طلاق به ویژه در شش ماه نخست از گرفتن تصمیم های مهم خودداری کنند و به خود فرصتی برای بازشناسی نیازهای واقعی و فرصتی برای اندیشیدن و بازسازی درونی بدهند، تا بتوانند انتخاب های آگاهانه و مفیدتری برای آینده داشته باشند.

 

گذر زمان، صبر و امید به آینده : 

گذر زمان به همراه صبوری یکی از مهم ترین درمان های طبیعی برای التیام رنج های عاطفی بعد از جدایی است. با گذشت زمان شدت احساسات منفی در افراد کاهش پیدا می کند و ذهن فرصت بیشتری برای پردازش واقعیت دارد. صبر و پذیرش شرایط موجود در این بین نقش اساسی ایفا می کنند و فرد باید بپذیرد که هیچ احساس منفی دائمی نیست و شرایط کنونی موقتی است. این موقعیت روزی به پایان خواهد رسید و با گذشت زمان به تدریج زخم ها التیام پیدا می کنند. داشتن امید به آینده و تمرکز بر اهداف کوچک و قابل دستیابی در کنار گذر زمان باعث می شود، فرد احساس کند که در مسیر بهبودی قدم برمی دارد.

 

سخن پایانی

طلاق صرف نظر از دلایل وقوع آن تجربه ای بسیار تلخ برای هر فرد می باشد که سلامت روانی و عاطفی افراد را تحت تاثیر قرار می دهد. افسردگی بعد از طلاق یکی از عمده ترین واکنش های روانی نسبت به این موضوع است که این افسردگی بخشی از فرایند طبیعی سوگواری برای از دست رفتن رابطه عاطفی در زوجین می باشد و باید این موضوع را مد نظر داشت که افسردگی پس از طلاق اگرچه یک مرحله بسیار دشوار است اما این مرحله موقتی و قابل درمان می باشد که با صبر، امید و پذیرش واقعیت و کمک گرفتن از حمایت های عاطفی و تخصصی می  توان از این دوران عبور کرد و فصل تازه ای از زندگی خود را با قدرت آغاز کرد.

دیدگاه‌ها
موردی یافت نشد !