گاهی سخت ترین بخش یک رابطه سمی، تحمل کردن رفتار های آزار دهنده نیست؛ بلکه دل کندن از آن رابطه ست. ممکن است بدانید این رابطه آرامش تان را گرفته، اما باز هم نتوانید از آن فاصله بگیرید. شاید بار ها با خودتان گفته باشید : " این آخرین بار است" اما یک پیام، تماس یا حتی مرور چند خاطره کافی است که باعث شود دوباره در تصمیم خود تردید کنید. اگر چنین تجربه ای دارید، لزوما به معنی ضعف یا بی ارادگی شما نیست؛ واقعیت این است که دل کندن از یک رابطه، فقط به احساسات ما مربوط نمی شود. گاهی ذهن و عادت هایی که در طول رابطه شکل گرفته اند، رها کردن را سخت تر از چیزی می کنند که ما تصور می کنیم.
چرا دل کندن از یک رابطه سمی سخت است ؟
اگر می دانید یک رابطه برایتان آسیب زاست، ممکن است از خودتان بپرسید : پس چرا هنوز نمی توانم آن را تمام کنم ؟ واقعیت این است که دل کندن از یک رابطه سمی همیشه فقط به تصمیم و منطق مربوط نمی شود. وقتی وابستگی عاطفی، خاطرات مشترک، امید به تغییر و ترس از تنهایی در کنار هم قرار می گیرند، باعث می شوند رها کردن رابطه بسیار سخت تر از چیزی باشد که از بیرون به نظر می رسد.
برای همین، بهتر است به جای سرزنش کردن خودتان، بررسی کنید جه عواملی باعث شده است که دل کندن از یک رابطه ناسالم دشوار شود :
وابستگی عاطفی و نیاز به تایید
یکی از مهم ترین دلایل سخت بودن ترک یک رابطه سمی، شکل گرفتن وابستگی عاطفی است. این وابستگی معمولا به یکباره ایجاد نمی شود، بلکه در طول زمان و با تجربه های مشترک، خاطرات و لحظه های خوب و بد شکل می گیرد.
در بعضی از اوقات، در حین تنش ها طرف مقابل برای مدتی مهربان تر رفتار می کند یا توجه بیشتری نشان می دهد. همین لحظه های کوتاه باعث می شوند فرد دوباره امیدوار شود و آسیب های گذشته را نادیده بگیرد؛ به همین دلیل، دل کندن از رابطه سخت تر می شود.

امید به تغییر رفتار طرف مقابل
بسیاری از افراد با امید در رابطه می مانند که شاید این بار همه چیز تغییر کند. آن ها رفتار های خوب طرف مقابل را نشانه تغییر می بینند و تصور می کنند مشکلات به زودی تمام خواهد شد. این امید به تغییر، اگر چه در ظاهر مثبت به نظر می رسد، اما در اکثر اوقات باعث می شود فرد ماه ها یا حتی سال ها در یک رابطه ناسالم بماند؛ در حالی که تغییر واقعی اتفاق نمی افتد.
ترس از تنهایی و شروع دوباره
برای بعضی افراد، تنهایی از ادامه دادن یک رابطه آسیب زا ترسناک تر است. آن ها نگران هستند که بعد از جدایی دیگر نتوانند رابطه ای سالم را تجربه کنند؛ در واقع همین ترس باعث می شود با وجود تمام آسیب ها، باز هم به ماندن در رابطه فکر کنند.
سرمایه گذاری عاطفی و ترس از دست دادن رابطه
وقتی ماه ها یا سال ها برای یک رابطه زمان، احساس، انرژی و حتی بخشی از زندگی خود را صرف کرده اید، پذیرفتن پایان آن کار ساده ای نیست. ممکن است با خودتلن فکر کنید : " این همه برای این رابطه تلاش کردم، حیف است همه چیز را رها کنم." اما زمانی که برای یک رابطه صرف کرده اید، به تنهایی دلیل کافی برای ادامه دادن آن نیست. مهم این است که ببینید این رابطه در حال حاضر چه اثری بر آرامش، عزت نفس و زندگی شما دارد.
کاهش عزت نفس و اعتماد به نفس
قرار گرفتن طولانی مدت در یک رابطه سمی می تواند باعث شود فرد به توانایی ها و ارزش مندی خودش شک کند. گاهی آن قدر مورد سرزنش، تحقیر یا بی توجهی قرار می گیرد که باور می کند شایسته رابطه ای بهتر نیست یا بدون شریک عاطفی اش نمی تواند زندگی کند. در چنین شرایطی، ترک رابطه فقط به معنای پایان دادن به یک ارتباط نیست؛ بلکه رو به رو شدن با ترس ها و باور هایی است که در طول زمان شکل گرفته است.
وابستگی مالی، خوانوادگی یا شرایط زندگی
گاهی دلیل ماندن در یک رابطه فقط احساسات نیست. داشتن فرزند، وابستگی مالی، نگرانی درباره آینده یا حتی فشار خانواده و جامعه، می تواند تصمیم به جدایی را دشوارتر کند. این عوامل باعث می شوند بعضی افراد، حتی زمانی که می دانند در یک رابطه ناسالم هستند، احساس کنند راه ساده ای برای خارج شدن از آن ندارند.

نشانه های رابطه سمی چیست ؟
رابطه سمی همیشه با دعوا، فریاد یا خشونت شروع نمی شود. گاهی همه چیز آن قدر آرام و تدریجی پیش می رود که تا مدت ها متوجه نمی شوید آرامش، اعتماد به نفس و حتی خود واقعی تان را از دست داده اید. به همین دلیل، شناخت نشانه های یک رابطه سمی اهمیت زیادی دارد.
اگر یک یا چند مورد از نشانه های زیر را به طور مداوم در رابطه خود تجربه می کنید، بهتر است رابطه تان را با دقت بیشتری بررسی کنید.
احساس امنیت و آرامش ندارید
در یک رابطه سالم ممکن است اختلاف و ناراحتی وجود داشته باشد، اما احساس امنیت و احترام هم وجود دارد. اگر بیشتر اوقات مضطرب، نگران یا خسته هستید و نمی دانید واکنش طرف مقابل چه خواهد بود، بهتر است این احساس را جدی بگیرید.

مدام کنترل می شوید
کنترل کردن همیشه به معنای محدود کردن رفت و آمد خلاصه نمی شود. ممکن است طرف مقابل درباره نوع پوشش، دوستان، تماس ها، شبکه های اجتماعی یا حتی تصمیم های شخصی شما دخالت کند. اگر احساس می کنید آزادی و استقلال شما روز به روز کمتر می شود، این می تواند یکی از نشانه های رابطه ناسالم باشد.

تحقیر، توهین یا مقایسه می شوید
انتقاد مداوم، مسخره کردن، مقایسه کردن شما با دیگران یا بی ارزش جلوه دادن توانایی ها می تواند به مرور عزت نفس شما را کاهش دهد.

همیشه خودتان را مقصر می دانید
اگر بعد از هر اختلاف، این شما هستید که احساس گناه می کنید، مدام عذرخواهی می کنید یا فکر می کنید همه مشکلات تقصیر شماست، بهتر است الگوی رابطه را بررسی کنید. دریک رابطه ناسالم شاید احساس کنید یک نفر مسئولیت رفتارخودش را نپذیرد و مرتب تقصیرها را به گردن طرف مقابل بیندازد.
قبل از حرف زدن، نگران واکنش طرف مقابل هستید
آیا قبل از این که نظرتان را بگویید، چند بار جمله ها را در ذهنتان مرور می کنید تا مبادا طرف مقابل ناراحت یا عصبانی شود ؟ اگر مرتب مراقب حرف زدن، رفتار کردن خود هستید، احتمال دارد امنیت روانی در رابطه کاهش پیدا کرده باشد.
احساسات و مرز های شما نادیده گرفته می شود
در یک رابطه سالم، هر دو نفر به احساسات، خواسته ها و مرز های یکدیگر نوجه می کنند. اگر "نه" گفتن شما، بارها نادیده گرفته می شود؛ این رفتار می تواند به مرور احساس ارزشمندی شما را تحت تاثیر قرار دهد.
بیشتر از اینکه خوشحال باشید احساس فرسودگی می کنید
همه رابطه ها روز های سخت دارند؛ اما اگر بیشتر روزها احساس می کنید این رابطه انرژی، آرامش و امید شما را گرفته است، بهتر است این احساس را نادیده نگیرید.
دروغ، پنهان کاری و دستکاری عاطفی به یک عادت تبدیل شده است
اعتماد، یکی از پایه های رابطه سالم است. اگر دروغ گفتن، پنهان کاری، تهدید، احساس گناه یا بازی با احساسات به بخشی از رابطه تبدیل شده باشد، بهتر است آن را جدی بگیرید.
نکته مهم این است، اگر چند مورد از این نشانه ها به شکل مداوم در رابطه شما وجود دارد، بهتر است رابطه را با دقت بیشتری بررسی کنید. وجود یک اختلاف یا اشتباه، به تنهایی به معنای سمی بودن یک رابطه نیست. آن چه اهمیت بیشتری دارد، تکرار رفتار ها و تاثیر آن ها بر احساس، امنیت، آرامش و عزت نفس شماست.

آیا هر رابطه سختی، رابطه سمی است ؟
خیر. هر اختلاف، دلخوری یا دوره سختی در یک رابطه، به معنی سمی بودن آن نیست. رابطه سالم هم گاهی با اختلاف نظر، ناراحتی و چالش رو به رو می شود. تفاوت اصلی در این است که دو نفر چطور با این مشکلات برخورد می کنند.
در یک رابطه سالم، افراد درباره مشکلات گفت و گو می کنند، مسئولیت رفتار خود را می پذیرند، به مرز های یکدیگر احترام می گذارند و برای بهتر شدن شرایط تلاش می کنند. اما در یک رابطه سمی، رفتار های آسیب زننده معمولا به یک الگوی تکراری تبدیل می شود؛ مثل کنترل گری، تحقیر، دروغ، بی احترامی یا نادیده گرفتن مداوم نیازها و مرزهای طرف مقابل.
- برای مثال، وجود یک مشکل جدی مثل اعتیاد به تنهایی مشخص نمی کند که یک رابطه حتما سمی است. نوع برخورد با مشکل اهمیت زیادی دارد. اگر فرد مسئولیت رفتار خود را بپذیرد و برای تغییر و درمان تلاش کند، شرایط با رابطه ای که در آن مشکل انکار می شود و آسیب ها مدام تکرار می شوند، یکسان نیست. بنابراین به جای این که فقط بپرسید "آیا رابطه من سمی است ؟" به الگوی رابطه نگاه کنید: این تفاوت خیلی مهم است؛ چون هدف، فرار از رابطه ای که در آن مشکل وجود دارد نیست، بلکه هدف این است که بتوانیم تشخیص دهیم چه زمانی یک مشکل قابل اجرا می شود و چه زمانی ماندن در رابطه، آسیب بیشتری به ما وارد می کند.
در واقع، در رابطه با مثالی که عنوان شد چیزی که اهمیت دارد، الگوی رفتاری در رابطه است. در یک رابطه سالم ممکن است دو نفر با هم اختلاف داشته باشند، اما معمولا می توانند درباره مشکل صحبت کنند، مسئولیت رفتار خود را بپذیرند و برای بهتر شدن شرایط تلاش کنند. اما در یک رابطه سمی، رفتارهای آسیب زننده معمولا تکرار می شوند و به مرور آرامش، عزت نفس و احساس امنیت یکی یا هر دو نفر تحت تاثیر قرار می گیرد.
چگونه از وابستگی به رابطه سمی رها شوید ؟
رهایی از یک رابطه سمی معمولا یک تصمیم یک باره نیست. ممکن است هنوز دلتنگ باشید، خاطرات گذشته را مرور کنید یا درباره تصمیم خود تردید داشته باشید. هدف این نیست که یک شبه هیچ احساسی نسبت به طرف مقابل نداشته باشید، بلکه باید به تدریج یاد بگیرید ارزش و آرامش خود را فقط به حضور یک نفر وابسته نکنید.
واقعیت رابطه را بپذیرید
اولین قدم این است که رابطه را همان طور که هست ببینید، نه همان طور که آرزو دارید باشد. وقتی به رابطه سمی وابسته ایم، گاهی خاطرات خوب را پر رنگ تر می بینیم و رفتار هایی را که به ما آسیب زده اند را نادیده می گیریم.
از خودتان بپرسید : اگر این رابطه هیچ تغییری نکند، آیا باز هم می خواهم همین زندگی را ادامه بدهم ؟
این سوال کمک می کند بین واقعیت رابطه و امیدی که به تغییر آن دارید، تفاوت بگذارید.
دوباره به خودتان تکیه کنید
وابستگی عاطفی گاهی باعث می شود نیاز ها و خواسته های خودمان را فراموش کنیم و بیشتر زندگی مان را حول محور طرف مقابل بچینیم. برای رهایی از این وابستگی، دوباره به زندگی خودتان برگردید. برای خودتان وقت بگذارید، فعالیت هایی را که دوست دارید انجام دهید و ارتباطتان را با آدم های امن زندگی تان حفظ کنید. یادگیری یک مهارت جدید، ورزش، کتاب خواندن یا وقت گذراندن با دوستان می تواند شروع خوبی باشد. هدف این است که زندگی شما فقط به حضور یک نفر وابسته نباشد.
عزت نفس خود را تقویت کنید
ارزش شما به میزان توجه یا تایید یک نفر وابسته نیست. برای تقویت عزت نفس، موفقیت های کوچک خود را ببینید و آن ها را نادیده نگیرید. یادگیری یک مهارت جدید، هدف گذاری و تلاش برای رسیدن به آن می تواند احساس توانمندی شما را بیشتر کند. همچنین کمتر خودتان را با دیگران مقایسه کنید. به جای این که مدام ببینید دیگران کجا هستند، به مسیر و پیشرفت خودتان توجه کنید.
مرز های سالم در رابطه داشته باشید
وابستگی عاطفی گاهی باعث می شود برای حفظ رابطه از خواسته ها و حتی خط قرمز های خود بگذرید. مرز سالم یعنی بدانید چه رفتاری را می پذیرید و چه رفتاری برای شما قابل قبول نیست. یادگیری مهارت "نه" گفتن، به شما کمک می کند از نیاز ها و ارزش های خودتان بهتر محافظت کنید و استقلال عاطفی بیشتری داشته باشید.

ارتباط های غیر ضروری را محدود کنید
گاهی تصمیم به ترک رابطه گرفته اید، بررسی مداوم پیام ها، دنبال کردن فعالیت های طرف مقابل در شبکه های اجتماعی یا پیدا کردن بهانه برای تماس، می تواند دوباره شما را درگیر رابطه کند.
کاهش ارتباط به معنی بی احساس شدن شما نیست؛ یعنی به خودتان فرصت می دهید از چرخه ای که دوباره شما را به رابطه بر می گرداند فاصله بگیرید. اگر به دلیل فرزند، مسائل مالی یا شرایط دیگر ناچار به ارتباط هستید، بهتر است ارتباط را تا حد امکان به موضوعات ضروری و مشخص محدود کنید.
با تنهایی رو به رو شوید
تنها بودن با بی ارزش بودن فرق دارد. اگر ترس از تنهایی باعث شده در یک رابطه ناسالم بمانید، به خودتان فرصت دهید زندگی مستقل را تجربه کنید.
با خانواده و دوستان وقت بگذرانید، فعالیت های مورد علاقه تان را پیدا کنید و دوباره یاد بگیرید از بودن با خودتان لذت ببرید.
از کمک تخصصی برای رابطه استفاده کنید
گاهی وابستگی عاطفی آن قدر شدید می شود که فرد با وجود آگاهی از آسیب های رابطه، بار ها تصمیم به جدایی می گیرد اما دوباره به رابطه برمی گردد. در چنین شرایطی، کمک گرفتن از روان شناس می تواند مسیر را روشن کند. مشاوره به شما کمک می کند ریشه های وابستگی، ترس از تنهایی، الگوهای تکرار شونده و باورهایی را که باعث ماندن شما در رابطه می شوند را بهتر بشناسید.
کمک گرفتن از متخصص نشانه ضعف نیست؛ گاهی مشاوره تخصصی می تواند به شما کمک کند ریشه مشکل را بهتر بشناسید و مسیر تغییر را روشن تر ببینید.

نتیجه گیری
دل کندن از یک رابطه سمی همیشه آسان نیست. وابستگی عاطفی، خاطرات مشترک، ترس از تنهایی و امید به تغییر می توانند تصمیم به جدایی را سخت کنند. اما صرفا به این دلیل که ترک رابطه سخت است، نباید آسیب هایی که در آن تجربه می کنیم را نادیده بگیریم.
اگر یک رابطه به طور مداوم آرامش، عزت نفس و احساس ارزش مندی شما را تحت تاثیر قرار می دهد، بهتر است به جای نادیده گرفتن این نشانه ها، رابطه را واقع بینانه بررسی کنید.
رهایی از وابستگی عاطفی یعنی یاد بگیریم ارزش و حال خوب خودمان را فقط به حضور یک نفر گره نزنیم. گاهی پایان دادن به رابطه ای که به ما آسیب می زند، پایان عشق نیست؛ شروع دوباره رابطه ما با خودمان است.