چرا من را همین طور که هستم دوست ندارند ؟ عزت  نفس یا پذیرش ؟
نویسنده Admin HalamKhoobee
1 دیدگاه
۱۵ مرداد ۱۴۰۵

شاید اگر زیباتر بودم، بیشتر دوستم داشتند.
شاید اگر کمتر مخالفت می کردم، بیشتر سکوت می کردم یا همیشه خواسته های دیگران را در اولویت قرار می دادم کسی مرا ترک نمی کرد. این فکر ها برای خیلی از آدم ها آشناست. گاهی آن قدر در ذهنمان تکرار می شوند که کم کم باور می کنیم دوست داشتنی بودن، چیزی نیست که همین حالا داشته باشیم؛ بلکه باید آن را به دست بیاوریم. و آرام آرام روابط ما از جایی برای آرامش و صمیمیت، به جایی برای اثبات ارزشمان تبدیل می شوند.
 

هر بار که کسی ما را انتخاب می کند، احساس ارزشمندی می کنیم و هر بار که نادیده گرفته می شویم انگار بخشی از ارزش خودمان را از دست می دهیم. 
عجیب است، اما خیلی از آدم ها با وجود داشتن خانواده، دوستان یا حتی یک رابطه عاطفی، باز هم احساس تنهایی می کنند. نه به این دلیل که کسی کنارشان نیست، بلکه چون باور دارند اگر خود واقعی شان را نشان بدهند، دیگر دوست داشتنی نخواهند بود. برای همین، سال ها نقش بازی می کنند، خودشان را تغییر می دهند و در نهایت، از همان کسی که هستند فاصله می گیرند.
اما آیا واقعاً دیگران ما را همین طور که هستیم دوست ندارند، یا ما سال هاست ارزش خودمان را فقط از نگاه دیگران می گیریم ؟
پاسخ این سؤال را نمی توان فقط در رفتار دیگران پیدا کرد. ریشه ی این احساس به عزت نفس، اعتماد به نفس و میزان پذیرش خودمان برمی گردد.

 وقتی این پایه ها محکم نباشند حتی محبت ، تحسین و تأیید دیگران هم فقط برای مدتی کوتاه حالمان را بهتر می کند و دوباره همان ترس قدیمی از طرد شدن یا تنهایی برمی گردد.

 


در این مقاله با هم بررسی می کنیم چرا بعضی از ما احساس می کنیم همین طور که هستیم کافی نیستیم، چرا برای پذیرفته شدن در روابط از خود واقعی مان فاصله می گیریم و چگونه تجربه های گذشته می توانند بر عزت نفس و نگاه ما به خودمان اثر بگذارند. همچنین درباره تفاوت اعتماد به نفس و عزت نفس، نقش پذیرش خود و این موضوع صحبت می کنیم که چرا گاهی پذیرفتن تنهایی می تواند بهتر از ماندن در رابطه ای باشد که ما را از خود واقعی مان دور می کند.

 

چرا در روابط خودمان را فراموش می کنیم ؟

از همان سال های اول زندگی، انسان یاد می گیرد که در روابطش با دیگران، رفتار هایش را تنظیم کند. کودک یاد می گیرد چه زمانی حرف بزند، چه زمانی سکوت کند و چگونه با محیط اطرافش هماهنگ شود.

این توانایی در بزرگسالی هم به ما کمک می کند؛ چون هیچ رابطه ای بدون انعطاف و درک متقابل دوام نمی آورد.
اما مرز باریکی بین همدلی با دیگران و نادیده گرفتن خود وجود دارد.
ممکن است آن قدر روی خواسته ها، احساسات و واکنش های طرف مقابل تمرکز کنیم که کم کم ارتباطمان با خواسته های خودمان کمرنگ شود.

مثلاً دیگر نپرسیم : من از این شرایط چه می خواهم ؟
و بیشتر ذهنمان درگیر این باشد : دیگران از من چه انتظاری دارند ؟
شناخت این تفاوت مهم است؛ چون داشتن روابط سالم به معنی همیشه مطابق میل دیگران بودن نیست. رابطه ای که در آن احساسات، نیاز ها و شخصیت هر دو نفر محترم باشد آرام و صمیمی تلقی می شود. 

 

 

چرا تأیید نشدن در روابط عزت نفس ما را تحت تأثیر قرار می دهد ؟

گاه یک اتفاق کوچک در روابط، واکنشی بزرگ تر از انتظار ما ایجاد می کند. 
یک انتقاد، کم شدن توجه یا حتی یک سکوت کوتاه، فقط ناراحتی همان لحظه نباشد ؛ انگار دستی به یک نقطه ی قدیمی درون ما می زند.
در چنین لحظه ای، ما فقط با رفتار یک نفر روبه رو نیستیم؛ با احساسی مواجه می شویم که شاید سال ها قبل در ما شکل گرفته است. احساسی مثل دیده نشدن، انتخاب نشدن یا این باور پنهان که به اندازه کافی ارزشمند نیستم !

 


اما چرا بعضی اتفاق ها این قدر عمیق روی ما اثر می گذارند ؟ پاسخ را باید در تجربه هایی پیدا کرد که خیلی قبل تر از رابطه های امروز ما شکل گرفته اند.


تاثیر زخم های کودکی بر عزت نفس و روابط 

ریشه ی بعضی از ترس ها و تردید های امروز ما در اتفاق های بزرگ نیست. در تجربه های کوچکی است که سال ها پیش، نگاه ما را به خودمان شکل داده اند.


دیده نشدن در کودکی، تأثیر آن بر عزت نفس و روابط بزرگسالی

کودکی را تصور کنید که وقتی ناراحت است، کسی احساسش را جدی نمی گیرد یا وقتی حرفی برای گفتن دارد، بار ها نادیده گرفته می شود.
این کودک در بزرگسالی خواسته های خودش را عقب می اندازد و بیشتر به دنبال تأیید دیگران است.
این تجربه به مرور روی عزت نفس اثر می گذارد؛ چون فرد به جای این که احساسات خودش را مهم بداند، ارزش خود را از واکنش دیگران می گیرد.

 


محبت مشروط در کودکی، مانعی برای پذیرش خود و احساس ارزشمندی

در بسیاری از خانواده ها  کودک این پیام را دریافت می کند که زمانی بیشتر دوست داشتنی است که موفق باشد، اشتباه نکند یا مطابق انتظار دیگران رفتار کند.
این باور سال ها بعد در روابط ادامه پیدا می کند؛ جایی که فرد برای دریافت محبت همیشه در پی این است که بهتر، کامل تر و بی نقص تر باشد.


مقایسه شدن در کودکی چگونه عزت نفس ما را تضعیف می کند ؟

کودکی که بار ها با دیگران مقایسه می شود، به جای شناخت توانایی های خودش، بیشتر روی کمبود هایش تمرکز می کند.
این نگاه در بزرگسالی هم ادامه پیدا می کند و باعث می شود فرد در روابط و زندگی شخصی، ارزش خودش را کمتر از واقعیت ببیند.

 


 ترس از طرد شدن، تأثیر زخم های کودکی بر روابط عاطفی

تجربه ی پذیرفته نشدن در کودکی باعث می شود بعضی افراد در روابط عاطفی امروز، از دست دادن دیگران را بسیار ترسناک تجربه کنند.
گاهی این ترس از تنهایی باعث می شود فرد به جای انتخاب رابطه ای سالم، فقط تلاش کند رابطه ی موجود را حفظ کند.

 

 

چرا با وجود اعتماد به نفس باز هم احساس دوست داشتنی بودن نمی کنیم ؟

ممکن است فردی از بیرون کاملا مطمئن و موفق به نظر برسد، اما در نزدیک ترین روابط خود هنوز با یک ترس قدیمی روبه رو شود. 
تصور کنید زنی را که در محیط کار همه او را به عنوان فردی موفق می شناسند. با اقتدار صحبت می کند، مسئولیت های مهمی دارد و برای رسیدن به جایگاه امروزش تلاش زیادی کرده است.
اطرافیان او را فردی با اعتماد به نفس بالا می بینند؛ اما در یک رابطه عاطفی، وقتی طرف مقابل کمی فاصله می گیرد، همان آدم توانمند سؤال های آشنایی از خود می پرسد :
نکنددیگر کافی نیستم ؟ 

نکند کسی بهتر از من پیدا شده ؟

 

این جا یک تفاوت مهم وجود دارد :

اعتماد به نفس بالا همیشه نشانه ی عزت نفس سالم نیست !

اعتماد به نفس بیشتر به این مربوط است که ما چه قدر به توانایی های خودمان باور داریم؛ این که می توانیم کاری را انجام دهیم، چیزی را بیاموزیم یا از یک موقعیت عبور کنیم.
اما عزت نفس به نگاه عمیق تری برمی گردد؛ این که وقتی موفق نیستیم، اشتباه می کنیم یا کسی ما را انتخاب نمی کند، هنوز خودمان را ارزشمند بدانیم.
به همین دلیل ممکن است فردی در کار، تحصیل یا زندگی اجتماعی بسیار موفق باشد، اما در روابط هنوز از طرد شدن بترسد.

 

 

چرا محبت دیگران را باور نمی کنیم ؟ تاثیر عزت نفس بر روابط عاطفی

تا به حال شده کسی از شما تعریف کند و به جای خوشحال شدن، سریع دنبال دلیلش بگردید ؟
 فقط از روی تعارف گفت !
اگر مرا بیشتر بشناسد، نظرش عوض می شود.
الان این را می گوید، اما بعداً پشیمان می شود.
جالب این جاست که در چنین لحظه هایی، مشکل کمبود محبت نیست؛ مشکل این است که ذهن ما برای پذیرفتن آن آماده نیست.


عزت نفس پایین چگونه دریافت محبت را دشوار می کند ؟

وقتی عزت نفس آسیب دیده باشد؛ تعریف، توجه یا علاقه ی دیگران به جای این که احساس امنیت ایجاد کند، اضطراب آور است. 
فرد مدام دنبال نشانه ای می گردد که ثابت کند این محبت واقعی نیست یا دیر یا زود از بین می رود.
به همین دلیل، بعضی آدم ها سال ها در کنار کسانی زندگی می کنند که دوستشان دارند، اما هیچ وقت احساس نمی کنند واقعاً دوست داشتنی هستند.

 

 

چرا بعضی روابط عزت نفس ما را بیشتر آسیب پذیر می کنند ؟

همه ی روابط آسیب زننده از همان ابتدا با رفتارهای واضح و آزاردهنده شروع نمی شوند.
بعضی رابطه ها در شروع با علاقه، توجه و احساس نزدیکی همراه هستند؛ اما به مرور، الگو هایی در آن شکل می گیرد که روی نگاه ما به خودمان اثر می گذارد. 
ممکن است فرد بعد از مدتی احساس کند برای شنیده شدن باید بیشتر تلاش کند، برای دریافت محبت باید خودش را ثابت کند یا مدام نگران از دست دادن رابطه باشد.

 


چگونه احساس ارزشمندی ما را در رابطه وابسته می کند ؟

در یک رابطه ی سالم، حضور یک نفر می تواند باعث آرامش و رشد ما شود؛ اما قرار نیست تمام احساس ارزشمندی ما به رفتار او وابسته باشد.
اگر حال خوب ما فقط زمانی ایجاد می شود که پیام بگیریم، تأیید شویم یا مطمئن شویم هنوز انتخاب شده ایم، کم کم رابطه به جای منبع صمیمیت، تبدیل به منبع اضطراب می شود.
عزت نفس سالم کمک می کند در روابط نزدیک بمانیم، بدون این که تمام ارزش خودمان را به ماندن یا رفتن یک نفر گره بزنیم.

 

 

تنهایی و عزت نفس، آیا هر رابطه ای ارزش حفظ کردن دارد ؟

از دست دادن یک رابطه دردناک است؛ اما ماندن در رابطه ای که هر روز بخشی از عزت نفس ما را کمرنگ می کند، آسیب بیشتری می زند.
بسیاری از ما از خودِ تنهایی نمی ترسیم؛ از برداشتی می ترسیم که از آن داریم !
با خودمان فکر می کنیم : اگر تنها بمانم، یعنی کسی مرا نخواسته است. 

اگر این رابطه تمام شود، یعنی به اندازه کافی ارزشمند نبوده ام. 
همین باور باعث می شود فقط برای فرار از تنهایی، در روابطی بمانیم که دیگر احساس امنیت، احترام یا آرامش را به ما هدیه نمی دهند.

 

 

ترس از تنهایی، چرا در روابط نامناسب می مانیم ؟

گاهی چیزی که ما را در یک رابطه نگه می دارد، عشق نیست؛ ترس از تنهایی است ! 
ترس از شروع دوباره !

 ترس از قضاوت دیگران !

 ترس از این که بعد از پایان رابطه، دیگر کسی ما را انتخاب نکند !
وقتی عزت نفس آسیب دیده باشد، پایان یک رابطه فقط پایان همراهی یک نفر نیست؛ به اشتباه پایان ارزشمندی خودمان تعبیر می شود. 

 

 

تنهایی سالم، انتخابی از روی عزت نفس

همه ی تنهایی ها نشانه ی شکست نیستند.

 بعضی وقت ها، تنهایی نتیجه ی تصمیم کسی است که حاضر نشده برای حفظ یک رابطه، خودش را نادیده بگیرد.
این تنهایی، فرصتی است برای شنیدن صدای خودمان !

 این که بفهمیم واقعاً چه می خواهیم ؟ چه چیزی برایمان مهم است و در یک رابطه چه مرز هایی داریم ؟
چنین تنهایی ای پایان نیست؛ آغاز آشنایی دوباره با خود است !

 

 

تفاوت تنهایی و احساس رهاشدگی در روابط

همه ی تنهایی ها شبیه هم نیستند.
ممکن است کسی کاملاً تنها زندگی کند، اما احساس آرامش داشته باشد. در مقابل ، فرد دیگری در یک رابطه باشد و هر روز احساس رهاشدگی، ناامنی و بی ارزشی را تجربه کند. 
شناخت تفاوت بین تنهایی و احساس رهاشدگی کمک می کند تصمیم های مهم زندگی را از روی ترس نگیریم؛ بلکه بر اساس عزت نفس، آرامش و واقعیت رابطه انتخاب کنیم.
اگر دوست دارید بیشتر با تفاوت این دو مفهوم آشنا شوید، پیشنهاد می کنیم مقاله ی « تنهایی بد نیست؛ فرق تنهایی سالم با احساس رهاشدگی چیست؟ » را نیز مطالعه کنید.

 

چرا گاهی سخت ترین منتقد خودمان هستیم ؟ پذیرش خود 

صدایی که بیشتر از همه در طول روز می شنویم، صدای دیگران نیست؛ صدای خودمان است.
بعضی آدم ها بعد از یک اشتباه، چند دقیقه ناراحت می شوند و از آن عبور می کنند.
اما بعضی دیگر، ساعت ها یا حتی روزها همان اتفاق را در ذهنشان مرور می کنند و هیچ کس به اندازه ی خودشان آن ها را قضاوت نمی کند.


پذیرش خود، همراهی به جای قضاوت

پذیرش خود به این معنا نیست که اشتباهاتمان را نادیده بگیریم یا همیشه از خودمان راضی باشیم.
پذیرش یعنی بتوانیم بین رفتار و ارزش خودمان تفاوت قائل شویم.
ممکن است امروز اشتباه کرده باشیم، اما این اشتباه ، تمام هویت ما نیست.
کسانی که عزت نفس سالم تری دارند، بعد از هر شکست یا انتقاد، کمتر خودشان را محکوم می کنند و بیشتر از خود می پرسند :
از این تجربه چه چیزی یاد گرفتم ؟
نه این که :
این اتفاق چه چیزی درباره ی ارزش من ثابت می کند ؟

 

 

جمع بندی
 

شاید بعد از خواندن این مقاله، هنوز همان آدمی باشید که گاهی از طرد شدن می ترسد، از پایان یک رابطه ناراحت می شود یا لحظه هایی احساس تنهایی را تجربه می کند. اما شاید یک چیز در نگاهتان تغییر کرده باشد :

 دیگر هر بار که کسی شما را انتخاب نکرد  با خودتان نگویید : من کافی نیستم !

دیگر لازم نیست برای دوست داشتنی بودن، مدام خودتان را تغییر دهید یا ارزش خودتان را فقط از نگاه دیگران بگیرید. 

عزت نفس از جایی شروع می شود که یاد بگیریم ارزش ما، وابسته به تأیید دیگران نیست. اعتماد به نفس می تواند با تجربه و مهارت بیشتر شود، اما پذیرش خود یعنی حتی در روزهایی که کامل نیستیم، باز هم با خودمان مهربان بمانیم.

همه ی روابط قرار نیست تا همیشه ادامه پیدا کنند و همه ی تنهایی ها هم نشانه ی شکست نیستند. 

گاهی سالم ترین تصمیم، انتخاب مسیری است که ما را به خود واقعی مان نزدیک تر می کند، نه مسیری که فقط ترس از تنها ماندن را آرام می سازد. 


مهم ترین سؤال این مقاله از اول همین بود : 

چرا هیچ کس من را همین طور که هستم دوست ندارد ؟

پاسخ این سوال قبل از هر جای دیگری در دل رابطه ی ما با خودمان پاسخ داده می شود.

قرار نیست همه ما را دوست داشته باشند و این طبیعی است. مهم این است که برای پذیرفته شدن، از خود واقعی مان فاصله نگیریم.

 رابطه ای که فقط نسخه ی تغییرکرده ی ما را می پذیرد، لزوماً رابطه ای نیست که به ما احساس امنیت و آرامش بدهد.

دیدگاه‌ها
موردی یافت نشد !